موقیعت جغرافیایی سعداباد
سعدآباد فندرسکروستای
سعد آباد با ارتفاع 95 متر از سطح آب های دریای آزاد، مرکز دهستان فندرسک
شمالی از توابع بخش فندرسک شهرستان رامیان است. این روستا در موقعیت
جغرافیایی 58 ـ 54 طول شرقی و 00ـ37 عرضی شمالی در فاصله 25 کیلومتری غرب
این شهرستان و 3 کیلومتری شهر خان ببین (مرکز بخش فندرسک) واقع شده است.
تقسیمات سیاسی: در زمان حیات سعداله میرفندرسکی ـ حاکم فندرسک ـ ملقب به
سالار مقتدر، برگرفته از نام او «سعد آباد» بر آن نهاده شد. میرفندرسکی ها
از جمله فرزندان حضرت موسی بن جعفر (ع) به شمار می روند که فیلسوف و حکیم
مشهور میرابولقاسم میرفندرسکی از همین خاندان است. سعد آباد در تقسیمات
کشوری در سال 1342 ه.ش به عنوان یکی از روستاهای تابعه بخش رامیان در
محدوده شهرستان گنبد کاووس قرار گرفت و در سال 1380 ه.ش پس از ارتقای
رامیان به شهرستان، فندرسک به بخش تبدیل شد که به مرکزیت شهر خان ببین
مشتمل بر دو دهستان فندرسک شمالی به مرکزیت روستای سعد آباد و فندرسک جنوبی
به مرکزیت روستای دارکلاته درآمد. سعد آباد، لاله باغ، اًرآز گل، اًزداری،
محمد آباد و همت آباد، سنگستان، نی تپه، شیرآباد و میانکاله روستاهای فعلی
دهستان فندرسک شمالی هستند. عوامل طبیعی و اقلیمی: این روستا در منطقه
جلگه ای با شیب ملایم از جنوب به شمال که دارای جنس خاک رسی ـ شنی است، شکل
گرفته و شرایط اقلیمی آن تابع شرایط جوی حاکم بر منطقه، دارای آب و هوای
معتدل و مرطوب خزری است. زمین های کشاورزی روستای سعدآباد به صورت پراکنده
در اطراف روستا گسترده شده است. این زمین ها از سمت شمال به روستاهای لاله
باغ و نی تپه و از سمت جنوب به جنگل بی بی یان، از سمت شرق به شهر خان ببین
و از سمت غرب به روستای میرآباد محدود می گردند. از منابع طبیعی موجود در
روستای سعدآباد می توان به خاک مناسب و حاصل خیز جنگل بی بی یان و در قسمت
جنوبی روستا به منابع غنی آب های زیرزمینی اشاره کرد. وضعیت مالکیت زمین ها
و کشاورزی: زمین های محدوده روستای سعدآباد به چهار نوع مالکیت خصوصی،
دولتی ، عمومی و وقفی تقسیم می شود که بیشترین مالکیت زمین های روستا اعم
از مسکونی و کشاورزی به شکل خصوصی است. واحد های بهداشتی، آموزشی و اداری
تحت مالکیت دولتی قرار دارند و مالکیت فضاهای مذهبی شامل مسجد، حسینیه،
وقفی و نیز فضای ورزشی، حمام عمومی و شبکه راه تحت مالکیت عمومی است.
همچنین از مجموع مساحت روستای سعدآباد، سطحی معادل 35190 متر مربع با سرانه
87/15 متر مربع به کاربری زمین های کشاورزی اختصاص دارد که در قسمت های
مختلف روستا و اطراف آن پراکنده شده اند. این کاربری پس کاربری مسکونی و
شبکه معابر بیشترین سطح را اشغال کرده است. زمین های کشاورزی روستا بالغ بر
750 هکتار است که از این میزان 560 هکتار گندم، 100 هکتار پنبه، 90 هکتار
به کشت سایر محصولات از جمله صیفی جات اختصاص دارد. وضعیت جمعیت و سواد: در
سال 1276 ه.ق روستای سعدآباد دارای 40 نفر مرد زن دار و 44 نفر زن شوهر
دار، 21 نفر مرد بی زن و 8 نفر زن بی شوهر، 30 نفر پسر صغیر و 39 نفر دختر
صغیر و نیز 14 نفر دختر کبیر بوده که جمعا 40 باب خانوار و 196 نفر جمعیت
داشته است. در سال 1296 ه.ق جمعیت آن به 215 نفر بالغ شده بود. براساس
سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1375، روستای سعدآباد با جمعیت 2061 نفر در
قالب 417 خانوار گزارش شده است که از کل جمعیت روستا در همین سال ، تعداد
806 نفر معادل 11/39 درصد گروه سنی 14 ـ 0 ساله ، 1172 نفر معادل 86/56
درصد در گروه سن? 64 ـ 15 ساله و 83 نفر معادل 03/4 درصد در گروه سنی 65
ساله و بیشتر قرار داشته اند. توزیع وضع سواد روستاییان نشان می دهد که از
مجموع 1818 نفر جمعیت6 سال و بالاتر در سال 1375، تعداد 1406 نفر معادل
34/77 درصد باسوادند که نسبت به کل جمعیت 22/68 درصد باسواد بوده اند.
همچنین در سال 1382 جمعیت روستا به 2219 نفر در قالب 492 خانوار رسیده که
از این تعداد 1102 نفر مرد و 1117 نفر زن است. این آمار بیانگر نسبت جنسی
66/98 نفر می باشد، یعنی به ازای هر 100 نفر زن، 99 نفر مرد وجود داشته
است. از سوی دیگر، وقوع اصلاحات اراضی و به وجود آمدن مزارع یکپارچه،
بسیاری از اقوام مختلف کشور را به گرگان و دشت و از جمله روستا سعد آباد
کشاند. هم اکنون جز فارس ها (بومی ها) ، سیستانی ها، بلوچ ها، شاهرودی ها ،
سبزواری ها، نیشابوری ها و کاشمری ها نیز در این روستا سکنی دارند. وضعیت
امکانات: شرکت تخته نئوپان شهید باهنر گرگان در دو کیلومتری شمال سعدآباد
قرار دارد. بدین جهت مالک آن در سال 1355، مسیر دسترسی این شرکت را (از
جاده بین المللی در شرق سعدآباد تا شرکت) به طول سه کیلومتری آسفالت کردند
این مسیر از داخل روستای سعدآباد می گذرد. همین امر موجب تحرک و پویایی
ترانزیتی و دسترسی آسان تر به شهرهای اطراف نظیر خان ببین، علی آباد کتول،
رامیان و آزادشهر در سعدآباد شده و به تبع رونق اقتصادی را به دنبال داشته
است. به لحاظ وجود مراکز آموزشی نیز از حدود سال 1333 از سوی اداره آموزش و
پرورش شهرستان رامیان در مسجد روستای سعدآباد چند معلم مامور تشکیل کلاس
های چند پایه شدند سپس در اوایل انقلاب با اهدای زمین از سوی یکی از خیرین،
یک باب مدرسه ابتدایی به نام بهار آزادی در روستا تاسیس گردید. هم اکنون
در روستای سعدآباد دو واحد مدرسه ابتدایی دخترانه و پسرانه، دو واحد مدرسه
راهنمایی دخترانه و پسرانه یک واحد دبیرستان دخترانه مشغول به فعالیت هستند
که در وضع موجود، سطحی معادل 9411 متر مربع با سرانه 4/24 متر مربع را در
برگرفته اند. واحدهای تجاری در روستای سعدآباد حدود 50 باب شامل خوار بار
فروشی ، آرایشگری، میوه فروشی، نانوایی و ... است که علاوه بر تامین
نیازهای محلی نقش فرا محلی نیز ایفا می کنند. برخی از اعتقادات سعدآبادی
ها: پسر را بعد از هفت ماه ناز کن و بنشان و دختر را بعد از شش ماه بزن و
بنشان. شب نباید ناخن خود را گرفت. اگر کسی حلیم روی خاکستر بریزد دچار
اختلال می شود. موقع وزیدن بادهای شدید و طوفان اگر فرزند ارشد خانواده
جاروب خشکی را در ظرف آب بگذارد، وزش باد و طوفان متوقف می شود. اگر هنگام
خوردن غذا دانه ای برنج از دهان کسی نیفتد، نشانه ی آمدن مهمان است. اگر
عنکبوت در خانه ظاهر شود نشانه ی آمدن مهمان است. بازی ها: استخوان ماتو،
آفتاب مهتاب، بادبادک بازی، باران می آید شرشر، پشلو پشو ما نبودیم، تیله
بازی ، چوچلیک، زو زو (حلزو حلزو) سرکانادا بازی، سنگ چران، عمو زنجیر
باف،تاب سواری، قایم موشک بازی، جوز (گردو) بازی و گرگم و گله می برم بازی
هایی هستند که معمولا پسران و مردان جوان آنها را انجام می دهند. هفت سنگ،
وسط بازی، استپ هوا، اتکل توته بکل، تاب سواری و کلاغ پر نیز بازی های ویژه
دختران و نوعروسان به شمار می روند. البته بازی هایی چون آش پتکان و اتکل
توته بکل به صورت مختلط نیز انجام می شود. این بازیها به ویژه در ایام
ت?طیل، ایام نوروز و در گردش ها انجام می شود. صنایع دستی: 1ـ ابریشم بافی:
پارچه های ابریشمی الوان با طرح های ساده، راه راه و چهار خانه که مواد
اولیه آن شامل الیاف ابریشمی، نخ طلایی و نقره ای مرسوم به سیم، نخ های
قرقره معمولی و کاموا است. کاربرد انواع پارچه های ابریشمی نیز عبارتند از:
لباس های تمام ابریشم، روسری ، شال گردن، چادر شب، دستمال ، حوله، نوارهای
حاشیه لباس، سفره و ... 2ـ نوار بافی (توف بافی tuf): دستبافی که جهت
تریین در دامنه لباس ، سرآستین، دور یقه، دور پیش جامه، حاشیه دامن و ...
به کار رفته و عمدتا از کاموا و نخ های گلابتون (سیم) تهیه می گردد. جهت
بافت این نوار بیشتر از کاموای سیاه رنگ و گاهی نیز سفید و نخ های گلابتون
طلایی و نقره ای (سیم) برای نقش اندازی و زیبایی بیشتر استفاده می شود. 3ـ
چوخا (chookha): کت کوتاه پشمی که مردان روستایی شاغل در زمینه دامداری در
فصل زمستان بر روی لباس خود می پوشیدند. تار و پود آن معمولا از پشم گوسفند
بوده و در بعضی موارد از نخ پنبه ای برای چله نیز استفاده می کردند. پشم
های مورد مصرف، خود رنگ می باشد که عمدتا به رنگ های کرم، قهوه ای و سیاه
است. 4ـ پاتویه: پای پیچی نواری به طول نسبی یک متر و نیم که با نخ های
خلالی بافته می شد. 5ـ ابزار چوبی: قاشق، کفگیر، ملاقه، چنگال، سینی، هاون و
لاک بودند که مردان آنها را با چوب های جنگلی در محل ساختند. 6ـ سوزن
دوزی: دختران و زنان بر روی پارچه های سفید، با استفاده از نخ های رنگی
کاموایی ، طرح های ذهنی را ایجاد می کردند که برگرفته از محیط پیرامونی خود
بود. این نخ ها امروزه در بافت انواع دستمال، شال و ... به کار می رود. در
این سوزن دوزی ها بیشتر عناصر طبیعی از جمله درخت و میوه انار، گل ها و
گلدان ها، پرنده ها نمود داشت. لباس های محلی: در قدیم برای تهیه لباس
بیشتر از پارچه های دست بافت ابریشمی استفاده می کردند. لباس مردم سعد آباد
عبارت بود از : کتی (koti) به نام عباس خان یا صمصام خانی به همراه شال
ابریشمی جهت استفاده مراسم عروسی، لباس کارگری و چوپانی به نام چوغخ و
عرقچین یا نوعی کلاه جهت استفاده جوانان و بچه ها ، لباس طبقه اعیان و
ثروتمند از پارچه های ماهوتی و فاستونی با کلاه نمدی. لباس زنان از پارچه
ابریشمی و یراق دنباله دار و تنبان که از پارچه های معروف به قناویز و تانه
کبود استفاده می کردند. چارقد کلیجه (پیراهن ضخیم) و کتی به نام کلک? چادر
شب (چهار تخته) برای بستن به کمر، پیشانی بند (مخصوص زنان) و کلاهی به نام
کلته مخصوص دختران. عروس ها علاوه بر این، پارچه ای عمامه مانند به نام
قندیل به سر می بستند که دور تا دورش با سکه های نقره دوخته شده بود. زینت
آلات: از جمله زینت آلات لباس زنان سعد آبادی می توان به حلقه بلندی به نام
طوق از جنس نقره، پارچه ضخیمی به نام سرتاسری که سراسر آن از پول نقره
بوده، انواع آویزهای زیبا و ظریف نقره و طلا موسوم به شرشره و نوعی گردن
بند با تارهای نازک ابریشم به نام تخته گلوبند اشاره کرد. منبع : دانش نامه
گلستان
+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم آبان ۱۳۹۱ ساعت 13:46 توسط pouya okhli
|